تعليم و تربيت (Education) از مصادر عربى هستند كه در فارسى نام‏ديگر آن دو، آموزش و پرورش است.
تعليم: مصدر باب تفعيل از »عَلَّم« است؛ در لغت به معنى آگاه كردن، آموختن چيزى به كسى‏و... مى‏باشد. راغب اصفهانى در »مفردات« آن را »القاى مطالب و تكرار و ممارست آن، چنان كه‏متعلّم از آن متأثّر شود، تعريف كرده است.
اما در در اصطلاح تعليم به امرى اطلاق مى‏شود كه مربّى يا معلّم انجام مى‏دهد تا در متعلّم يافراگير تأثير گذارد. به عبارت ديگر »تعليم« فراهم كردن زمينه‏ها و عوامل دانش براى متعلّم و متربى‏است تا واجد علم و آگاهى شود. از اين رو تعليم يك فرايند دوجانبه است به اين معنا كه بين معلّم ومتعلّم چونان جريانى پيوسته در حركت است. مطابق اين تعريف، تعليم را مى‏توان به يك مثلث‏متساوى الاضلاع تشبيه كرد كه سه ضلع آن را معلّم، متعلّم و عمل آموختن تشكيل مى‏دهد.
معلم متعلم
عمل آموختن
تربيت: اين واژه از مادّه »ربّى« به معناى پرورش دادن، رشد دادن و... مى‏باشد. اين واژه به‏صراحت در قرآن كريم نيامده؛ ولى به طور ضمنى به آن اشاره شده است؛ مانند اين آيه قرآن:
قُل رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِى صَغيراً (اسرا 24)
در فرهنگ‏هاى لغت دو ريشه براى تربيت ذكر كرده‏اند كه معناى آن دو اندكى متفاوت است.يكى از ريشه »رَبَوَ« كه به معناى رشد و نمو و زياد شدن است. به همين دليل عرب‏ها به تپّه و بلندى‏يك چيز رَبْوَ مى‏گويند و ديگرى از ريشه »رَبّى« كه به معنى پرورش دادن و تربيت كردن است(المنجد، صص 180 - 177).
با توجّه به اين تعاريف كاملاً واضح است كه كلمه »رَبَو« معناى كلّى‏تر از »رَبّىَ« دارد؛ به اين معنا كه‏تربيت از ريشه »ربّى« مخصوص و محدود به تربيت انسان‏ها است؛ در حالى كه تربيت از مادّه »ربو«ناظر بر رشد جسمانى هر موجودى در عالم هستى است؛ چنان‏كه سعدى در بيت زير آورده است:
خاك را زنده كند تربيت باد بهار
سنگ باشد كه دلش زنده نگردد به نسيم
در ادبيّات فارسى، واژه تربيت هم در جهت مثبت و هم در جهت منفى به كار رفته است. رواج اين‏جمله كه فلانى خوب،يا فلانى بد تربيت شده است، مؤيّد اين مطلب است؛ چنان كه سعدى مى‏گويد:
گر تقويت كنى ز ملك بگذرد بشر
ور تربيت كنى به ثريّا رسد ثرى
البته سعدى گاه بانگاه منفى به تربيت اشاره مى‏كند:
پرتو نيكان نگيرد هركه بنيادش بد است
تربيت نااهل را چون گردگان بر گنبد است
به هر حال اگرچه به تربيت از دو ديدگاه مثبت و منفى نگريسته مى‏شود، كمتر تعريفى را مى‏توان‏يافت كه به آن جنبه مثبت و با ارزش نگاه نشده باشد. بنابراين »تربيت، عملى است كه در آن نوعى‏كمال خواهى و اصلاح بينش و رفتار، مدّنظر مى‏باشد.«