ماهيّت تعليم و تربيت به گونه‏اى است كه زمينه تفسير پذيرى آن را افزايش مى‏دهد؛ زيرا تعليم وتربيت مربوط به حوزه علوم انسانى است و دانش اين شاخه عملى، تا حدود زيادى به فهم و درك‏انسان‏ها بستگى دارد. از اين رو ارائه تعريف جامع و مانعى از آن دشوار است. چرا كه تفاوت انسان‏هادر زمينه‏هاى سياسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و حتّى جغرافيايى آنان را از داشتن ديدگاه‏هاى‏مشترك و تفكّر يكسان باز مى‏دارد. با وجود اين ما به برخى از تعاريف صاحب نظران ايرانى در اين‏زمينه اشاره مى‏كنيم. اميد است كه در شناخت هرچه بيشتر آن راه‏گشا باشد و بتوانيم به نكات جامع وقابل قبول‏تر دست يابيم.
مربى بايد اخلاق بد را از آدمى بستاند و دراندازد و اخلاق نيكو به جاى آن نهد و معنى تربيت اين‏است. همچون برزگرى كه غلّه را تربيت مى‏كند و هر گياهى كه از غلّه برآمده باشد، از ميان آن بكند وهمچنين هر سنگ و كلوخى كه در ميان كشتزار باشد، بيرون اندازد و از بيرون آب و سماد بدان آوردتا غلّه نيكو پرورده گردد (امام محمد غزالى).
به فعليّت درآوردن استعدادهاى درونى كه در شى‏ء است (مطهّرى، مرتضى،1378).
ارائه نوعى زندگى كه با ساخت شخصيّت انسان مطابقت داشته و بر ارزش‏هاى معنوى وى مبتنى‏است (شكوهى، غلامحسين، 1377).
فرايندى است كه رفتار فرد را تغيير مى‏دهد تا وى بتواند استعدادهايش را آشكار سازد و به كاراندازد، رغبت‏ها و نيازهاى طبيعى و سالم خود را گسترش دهد و ارضا كند و اين توانايى را به دست‏آورد كه محيط را به وضع مساعد و مطلوب درآورد (شعارى نژاد، على اكبر،1375).
تعليم و تربيت فعل و انفعالى است بين دو قطب سيال (مربى و متربى) كه مسبوق‏به اصلى و مستلزم طرح و نقشه و متوجّه هدفى است (هوشيار، محمدباقر، 1331).
تعليم و تربيت جريانى است كه به وسيله آن افراد از روى قصد و اراده رشد افراد ديگر را هدايت‏مى‏كنند (شريعتمدارى، على، 1379).
تعليم و تربيت عبارت است از فراهم كردن زمينه‏ها و عوامل براى به فعليّت رساندن همه‏استعدادهاى بالقوّه انسان (تقى پور ظهير، على، 1379).
پرورش عبارت است از فرايندى منظّم و مستمر كه هدف آن هدايت رشد همه جانبه‏شخصيّت‏پرورش يابندگان در جهت كسب و درك معارف بشرى، هنجارهاى موردپذيرش جامعه و همچنين‏كمك به شكوفا شدن استعدادهاى آنان است(سيف، على‏اكبر، 1380).
آنچه در اين تعاريف به روشنى آشكار است، هدف دار بودن عمل تربيت از جانب مربّى است.يعنى مربى از روى قصد عملى را انجام مى‏دهد، تا متربّى را به كمال مشخّص و معينى برساند، اين عمل‏تربيت نام دارد.
مفهوم تزكيه در قرآن كريم
واژه‏اى كه در قرآن همراه با تعليم آمده، »تزكيه« است، تزكيه از مادّه زكى - يزكو به‏معناى‏افزايش و پاك شدن است و در اصطلاح به معناى تهذيب به كار مى‏رود. به عبارت‏ديگر پيراستن نفس‏از بدى‏ها و آلودگى‏هاست كه اين خود باعث رشد و تعالى انسان‏مى‏شود.
علّامه طباطبايى ((ره) در تفسير آيه دوم از سوره جمعه درباره تزكيه مى‏فرمايد:
التزكيه تفعيل من الزكاة بمعنى النمو الصاح الذى يلازم الخير و البركه؛
كلمه تزكيه مصدر »يزكى« از باب تفعيل است به معناى رشد نموّ صالح، يا رشد و نموّى كه‏ملازم خير و بركت باشد.
از اين رو مفهوم تزكيه تقريبا با مفهوم تربيت در فارسى مطابقت دارد.
در چهار آيه از قرآن كريم، تعليم و تزكيه كنار هم آمده است و جالب اين كه، در سه آيه‏ تزكيه مقدّم بر تعليم ذكر شده و تنها در يك آيه آن تعليم مقدّم بر تزكيه آمده است. حال‏اين‏سؤال‏مطرح است كه منظور از تقدّم تزكيه بر تعليم چيست؟ و چرا در سه آيه قرآن‏تزكيه‏مقدّم بر تعليم‏آمده است و تنها در يك آيه تعليم مقدّم بر تزكيه است؟ براى پاسخ‏دادن‏به اين دو سؤال، ابتدا بايد به‏اين موضوع توجّه داشته باشيم كه تقدّم دو نوع است،يكى‏تقدّم زمانى و ديگرى تقدّم رتبه‏اى.منظور از اين تقدّم، تقدّم رتبه، مقام و منزلت‏ تزكيه برتعليم است. تزكيه بايد مقدّم بر تعليم باشد؛ زيراتا بستر پذيرش در انسان‏هافراهم نشود وپاكى لازم براى دريافت پيام الهى فراهم نشود، نمى‏توان‏پيام‏هاى آسمانى را ابلاغ كرد. همان‏گونه كه يك باغبان قبل از پاشيدن بذر، زمين را با شخم زدن وپالايش خاك آماده‏مى‏كند.
بنابراين در هر نظام آموزشى مربّى يا مدرّس بايد قبل از هرگونه تعليم به تزكيه روانى، ذهنى وانگيزش مخاطب همّت گمارد تا او مستعد و مشتاق يادگيرى گردد. اين آماده‏سازى به اين معنا نيست كه‏عده‏اى به طور جداگانه كار مربوط به آماده‏سازى و عدّه‏اى ديگر كار مربوط به تعليم را بر عهده‏گيرند. يا زمانى را به مواد تزكيه و زمانى را به موادّ آموزشى و تعليم اختصاص دهند.
به طوركلّى هر »آموزشى« مستلزم آماده سازى ذهنى و عاطفى و هر پرورشى همراه با آموزش‏است.
امّا دليل اين كه در آيه 129 سوره بقره، تقدّم تعليم بر تزكيه مورد تأكيد قرار گرفته است(... يعلمهم الكتاب و الحكمه و يزكيهم...) اين است كه اين جمله نقل قول دعاى‏حضرت ابراهيم براى اسماعيل است؛ در حالى كه سه مورد ديگر - كه تزكيه مقدّم بر تعليم آمده است- بيان و قول حق تعالى است.