برخى بين تربيت و اخلاق تفاوت قائل نيستند و اين دو را يكى مى‏پندارند؛ در حالى كه بين تربيت‏و اخلاق تفاوت است. تربيت به معنى پرورش و ساختن است و در مورد همه موجودات مى‏تواندكاربرد داشته باشد. به عبارت ديگر قداستى در آن نهفته نيست؛ زيرا علاوه بر انسان در مورد حيوانات‏هم مورد استفاده قرار مى‏گيرد؛ ولى در اخلاق نوعى قداست نهفته است كه صرفاً در مورد انسان مورداستفاده قرار مى‏گيرد. به بيان ديگر مختصّ انسان است و در عرصه حيوانات كاربرد ندارد(مطهرى، مرتضى، 1378).
تفاوت تعليم و تربيت
اگر بخواهيم تعليم و تربيت را به صورت جداگانه مورد بررسى قرار دهيم، هريك داراى مفاهيم‏خاص، اهداف مشخّص و روش مجزّايى است كه با تعيين و تشخيص هريك از ابعاد، مفاهيم آن‏مشخّص مى‏شود. تعليم به معنى آموختن و ياد دادن است كه از طرف معلّم طرح ريزى و توسّط فراگيرآموخته مى‏شود؛ ولى تربيت به عمل شدن اطلاق مى‏شود كه در جهت اهداف مشخص پيگيرى‏مى‏شود.
استاد محمدتقى جعفرى((ره) در تعريف آموزش و ارتباط آن با پرورش‏مى‏نويسد:
آموزش عبارت است از فراگيرى واقعياتى كه بهترين وسيله روشنايى مسير زندگى است‏باابعاد مادى و معنوى؛ امّا پرورش، نوعى گرديدن است كه به فراگيرى نيازمند است ولى‏عين‏آن نيست؛ بلكه تحوّل و دگرگونى در »من« با حداقل در عناصر فعّال اساسى »من«است.
هدف تعليم انتقال دانش است كه در نهايت به يادگيرى منجر مى‏شود؛ ولى هدف تربيت،ايجادرفتارهاى مطلوب در رسيدن به كمالات روحى، رفع رذايل و نامطلوب‏هاى‏انسانى است. البته همان‏طورى كه در صفحات پيشين مطرح شد، تربيت هميشه‏جنبه مثبت ندارد؛ بلكه بستگى به نيّت كاربردارد. از حيث روش نيز بين تعليم وتربيت تفاوت وجوددارد. روش‏هاى تعليم، همان روش‏هاى‏تدريس فردى و گروهى است كه به وسيله معلّم براى يادگيرى، طرح ريزى و به اجرا در مى‏آيد. ازروش‏هاى آن مى‏توان سخنرانى، كارگاه‏هاى آموزشى، آزمايشگاهى، ايفاى نقش و... را نام برد. ولى‏تربيت به دوطريق انجام مى‏شود: يكى‏روش »خودسازى«؛ يعنى فرد باانجام اعمال فردى، به كمالات‏روحى ومعنوى نايل مى‏آيد و دومى »ديگرسازى« است كه آن هم از دو طريق قابل دسترسى است:يكى طرق تشويقى كه موجب ثبات و ايجاد رفتارهاى مطلوب در فرد مى‏شود؛ مانند اظهار محبّت،ستودن، تكريم كردن و ترغيب كردن به انجام اعمال نيكو و ديگرى طريقه بازدارنده است كه ازاقدامات آرام به اقدامات سخت ختم مى‏شود. مراتب آن عبارتند از: عفو، تذكر، اخطار، مداومت وطرد كردن. كه طرد كردن آخرين روش تنبيهى است و در صورت نياز و ضرورت انجام مى‏شود.
به طور كلّى بين تعليم و تربيت در عرصه مفاهيم، هدف و روش‏ها، تفاوت‏هاى اساسى وجود داردكه جدول ذيل اين تفاوت‏ها را نشان مى‏دهد:

به طور كلّى تعليم و تربيت در عرصه مفاهيم، هدف و روش‏ها، تفاوت‏هاى اساسى وجود دارد كه‏جدول ذيل اين تفاوت‏ها را نشان مى‏دهد.
ابعاد موضوع تعليم تربيت
مفاهيم و معاني ريشه کلمه آن »عَلَم« است و مصدر در زبان عربى به معناى پرورش دادن ورشد دادن است

فعل متعددى است. هم در بعد مثبت وهم در بعد منفى كاربرد دارد و خاص‏
ايجاد عوامل، زمينه‏ها و شرايط مناسب انسان نمى‏باشد. بنابراين مطلق پرورش‏دادن و رشد دادن
است تا فراگير واجد دانشى‏گردد. را شامل مى‏شود.

هدف آموختن که محصول آن يادگيري است انتقال ارزش‏ها.

انتقال دانش و اطلاعات به فراگيران. ايجاد رفتارهاى مطلوب و رسيدن به‏هنجارهاى مورد انتظار.
رشد همه جانبه شخصيّت فراگيران.

روش‏ها روش هايى كه در آنها انتقال دانش و روش خودسازى مانند توبه و دعا كه‏مؤثرترين روش‏هاى

مهارت مدّنظر است؛ مانند روش‏سخنرانى. تربيتى است.
روش هايى كه در آن‏ها رشد قوّه‏بيان و روش ديگرسازى كه به دو دسته تقسيم‏مى‏شود:
تجزيه و تحليل مورد توجّه‏است؛ مانند يكى جنبه تشويقى دارد كه‏موجب ثبات و ايجاد رفتارهاى مطلوب‏مى‏گردد

روش مباحثه گروهى. و ديگرى روش بازدارنده‏است كه باعث حذف رفتارهاى‏نامطلوب مى‏شود.
روش هايى كه در آن‏ها اكتشاف ومشاهده
پديده‏ها مدّنظر است؛ مانندروش آزمايشگاهى.
روش هايى كه در آن‏ها رشداستعدادهاى فردى

مدّنظر است؛ مانندروش پروژه‏اى.