اول : زکات
(1)

آیات و اخباری که در مذمت تارک زکات و مدح ادا کننده آن رسیده بسیار است. خدای سبحان می فرماید:

[169]

«فاقیموا الصلوة و آتوا الزکاة» (حج، 78) «نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید» .

و می فرماید:

«و الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم» (توبه، 35) «و کسانی که طلا و نقره می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند آنان را به عذابی دردناک مژده ده» .

معنی انفاق در راه خدا پرداخت زکات است، چنانکه از اهل بیت - علیهم السلام - وارد شده و مفسران نیز بر آن اجماع دارند.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اذا منعت الزکاة منعت الارض برکاتها» «هر گاه زکات داده نشود زمین برکات خود را باز می دارد» .

و حضرت باقر علیه السلام فرمود: «خدای عز و جل زکات را با نماز قرین و همراه ساخته و فرموده: «فاقیموا الصلوة و آتوا الزکاة» «نماز کنید و زکات دهید» . پس هر که نماز بگزارد و زکات ندهد، نماز نکرده است» .

و حضرت صادق علیه السلام فرمود: «هیچ صاحب زر و سیمی نیست که زکات مال خود ندهد مگر اینکه خداوند در روز قیامت او را در بیابانی هموار حبس می کند و ماری بزرگ و سهمگین بر او مسلط می سازد که در پی وی می دود و او از آن مار می گریزد، و چون می بیند که از مار خلاصی ندارد دست می برد که آن را بگیرد، پس او را همچون شتر نر گاز می گیرد، و سپس به گردن او می پیچد، و این است که خدای تعالی می فرماید:

«سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامة» (آل عمران، 180) «روز قیامت آنچه را که بخل ورزیدند طوق گردنشان می شود» .

[170]

«و هیچ صاحب گوسفند و گاو و شتری نیست که زکات مال خود را ندهد مگر اینکه خداوند او را در روز قیامت در بیابانی هموار حبس فرماید، و هر حیوان سمداری او را پایمال کند و هر نیشداری او را بگزد، و هیچ صاحب درختان خرما یا انگور یا زراعتی نیست که زکات آنها را ندهد مگر اینکه خدای تعالی زمین زراعت او را تا هفت طبقه طوق کند و بر گردن او افکند» .

و فرمود: «خداوند بر این امت چیزی را که بر آنها شدیدتر از زکات باشد واجب نکرده، و در مورد زکات عامه مردم هلاک می شوند» .

و فرمود: «هر که یک قیراط از زکات خود را حبس و منع کند نه مؤمن است، و نه مسلمان، و این است گفتار خدای تعالی:

«. . . قال رب ارجعون لعلی اعمل صالحا فیما ترکت» (مؤمنون 99- 100) «. . . گوید پروردگارا مرا بازگردان، شاید در آنچه وا گذاشته ام کار شایسته ای بجای آرم» .

و فرمود: «زکات برای آزمایش توانگران و یاری کردن بینوایان قرار داده شده. و اگر مردم زکات اموال خود را ادا می کردند، هیچ مسلمانی فقیر و نیازمند نمی ماند، و بواسطه آنچه خدا برای او مقرر فرموده بی نیاز می شد. و هیچ کس فقیر نشد و نیازمند و گرسنه و برهنه نماند مگر به سبب گناه توانگران و مالداران (که زکات خود را ندادند)، و بر خدا حق است که رحمت خود را از هر که حق خدا را در مال خود حبس و منع کند باز دارد. و سوگند به آن که خلق را آفرید و بساط روزی را گسترانید که: هیچ مالی در صحرا و در دریا تباه نشد مگر به سبب ندادن زکات آن. و هیچ صیدی در صحرا و در دریا صید نمی شود مگر آنکه تسبیح خدا را در آن روز ترک کرده. و محبوب ترین مردم نزد خدای تعالی سخی ترین و گشاده دست ترین آنهاست، و سخی ترین مردم کسی است که زکات مال خود را بدهد، و نسبت به آنچه خداوند در مال او واجب کرده بر مؤمنین بخل نورزد» .

و فرمود: «زکات دادن چیزی نیست که باید صاحب آن را ستود، بلکه

[171]

زکات چیزی است که به واسطه آن مسلمان شمرده می شود و خون او محفوظ می ماند، و اگر زکات را ادا نکند نمازش پذیرفته نیست» . (2)

و اخبار در فضیلت زکات دادن و ذم تارک آن بسیار است، و آنچه یاد کردیم برای بیداری طالبان کافی است.

1. زکات در لغت به دو معنی است: یکی فزونی و نماء، و دیگری طهارت. و در اصطلاح (که در قرآن غالبا همراه صلوة آمده است) به معنی انفاق مالی است که به معنی اخص در لسان شرع صدقه گفته می شود و به طلا و نقره و گندم و جو و خرما و کشمش و شتر و گاو و گوسفند در صورتی که به حد نصاب برسد تعلق می گیرد و مقدار معین و مصارف خاصی دارد. صدقه یا زکات با تطهیر و تزکیه ارتباط دارد، به دلیل این قول خدای تعالی:«خذ من اموالهم صدقة تطهرهم و تزکیهم بها» (توبه، 103) .اما در قرآن به معنی مطلق انفاق مالی اعم از زکات به معنی اصطلاح فقه (صدقه) و خمس و انفاقات مستحب است به دلیل اینکه در سوره هائی که در مکه نازل شده این کلمه وجود دارد در صورتی که زکات در مدینه واجب شده و به معنای معروف در فقه هنوز واجب نشده بود. بنابراین در قرآن زکات به معنی اخص (فقهی) صدقه خوانده می شود:«(انما الصدقات للفقراء و المساکین» . . توبه، 60) و به معنی اعم شامل هر گونه انفاق مالی است. م.

2. همه این احادیث را از روی «وافی» : ج 6/241- 242، باب زکات، تصحیح کردیم.